السيد موسى الشبيري الزنجاني

6719

كتاب النكاح ( فارسى )

البكارة هم جواز فسخ هست ، اشاره‌اى نكرده است ، از اين عبارت اطلاق استفاده مىشود ، كه هر دو صورت را شامل است كه يا شرط كرده و يا قبلًا صحبت شده و مبنياً عليه است كه معناى آن هم شرط است . بنابراين هم اطلاق عبارت شامل مىشود و هم اينكه در اين باب كه منعقد شده بايد ذكر مىشد ، اما ذكر نشده است ، از هر دو استفاده مىشود كه حق فسخ ندارد . 9 - تهذيب : البته در تهذيب مرحوم شيخ يك عبارت مجملى هست . اين عبارت در شرح عبارت مقنعه است . محتمل است نظر مرحوم شيخ تفسير كلام مرحوم مفيد است كه مىگفت رد نمىشود . مرحوم شيخ تفسير كه مىخواهد بكند مىگويد كه رد نمىشود براى اينكه احتمال هست كه ثيبوبت بعد حاصل شده باشد . به اين حساب ايشان خواسته بفرمايد كه رد نمىشود . كأنه مرحوم مفيد اين را مىخواهد بگويد . اين عبارت تهذيب يك نحوه اشعارى دارد ولى دلالت در آن نيست و ظواهر كلمات خود مرحوم شيخ و بزرگان ديگر اين است كه خيار در باب فقدان بكارت نيست . 10 - نزهة الناظر كه از مهذب الدين نيلى است و لو در طبقه مشايخ محقق است . مىگويد آن مواردى كه نكاح زائل مىشود حالا يا خود به خود زائل مىشود و يا به وسيله فسخ زائل مىشود ، بيست و پنج مورد است ، از جمله اينكه به قصد حريت گرفته ، أمه در آمده است و اينكه به قصد بنت المهيره گرفته ، بنت الامه درآمده است اما در اين بيست و پنج مورد اسمى از اينكه به قصد باكره گرفته و بعد ثيبه در مىآيد ، نيست . دلالت اين كلام قوىتر از كلمات ديگران است . 11 - سرائر : در سرائر تحت عنوان « باب العيوب و التدليس فى النكاح و ما يرد منه و ما لا يرد » مفصلًا اقسام مختلف را ذكر مىكند عبارتى در سرائر هست كه ابتدائاً به نظر مىرسد به عقيده مرحوم ابن ادريس اگر شرط بكارت شده باشد ، خيار براى زوج هست ، ولى وقتى به مجموع كلمات مرحوم ابن ادريس مراجعه شود ، به نظر